<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش های خاک</title>
    <link>https://srjournal.areeo.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش های خاک</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 17 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 17 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>مدل‌سازی مکانی و پیش‌بینی شاخص حاصلخیزی خاک در دو منطقه خشک و نیمه‌خشک استان ایلام</title>
      <link>https://srjournal.areeo.ac.ir/article_135356.html</link>
      <description>استفاده از رویکردهای معمول شناسایی حاصلخیزی خاک در مناطق با وسعت زیاد، فعالیتی زمان‌بر و پرهزینه است. از این رو پژوهش حاضر با هدف مدل‌سازی و پیش‌بینی پراکنش مکانی شاخص حاصلخیزی خاک (SFI) در دو منطقه خشک (دهلران) و نیمه‌خشک (بدره) در استان ایلام، با استفاده از مدل‌های جنگل تصادفی (RF)، کوبیست (CB) و کریجینگ معمولی (OK) انجام شد. در مجموع 204 نمونه خاک از افق سطحی دو منطقه به روش ابرمکعب لاتین برداشته و ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی آن‌ها اندازه‌گیری شد. متغیرهای محیطی شامل شاخص‌های توپوگرافی، سنجش از دور و اقلیمی (میانگین بارش و دمای سالانه) به‌عنوان ورودی مدل‌ها استفاده شد. انتخاب متغیرهای مؤثر به دو روش &amp;amp;laquo;شاخص تورم واریانس&amp;amp;laquo; (VIF) و الگوریتم &amp;amp;laquo;باروتا&amp;amp;laquo; (Boruta) انجام شد. در نهایت، 9 متغیر در منطقه دهلران و 12 متغیر در منطقه ولیعصر بدره انتخاب شد. نتایج نشان داد مدل RF با مقادیر R&amp;amp;sup2; برابر 0/79 و 0/60 و RMSE برابر0/64 و 0/69 به‌ترتیب در اراضی دهلران و بدره، دقت بالاتری نسبت به دو مدل دیگر دارد. نقشه‌های پهنه‌بندی نشان داد که بیش از ۷۰ درصد اراضی هر دو منطقه در کلاس‌های حاصلخیزی زیاد و بسیار زیاد قرار دارند. بررسی اهمیت متغیرها بیانگر نقش کلیدی میانگین دمای سالانه (MAT) و بارش (MAP) در تغییرپذیری SFI در هر دو منطقه مطالعاتی است. هم‌چنین، شاخص‌های سنجش از دور در دهلران و عوامل توپوگرافی در بدره تأثیر بیشتری داشتند. به طور کلی، ترکیب الگوریتم RF با داده‌های اقلیمی، توپوگرافی و سنجش از دور، ابزاری کارآمد برای تولید نقشه‌های دقیق حاصلخیزی خاک فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روند تغییرات نیتروژن و تأثیر اسیدهای آمینه در گلدهی و تشکیل میوه مرکبات</title>
      <link>https://srjournal.areeo.ac.ir/article_135477.html</link>
      <description>به‌منظور بررسی روند تغییرات نیتروژن برگ در طول مرحله گلدهی و تأثیر اسیدهای آمینه در ریزش گل و تشکیل میوه درختان مرکبات، دو آزمایش مجزا انجام شد. در آزمایش اول روند تغییرات غلظت نیتروژن در برگ&amp;amp;shy;های درختان بارده نارنگی انشو و پرتقال تامسون ناول در منطقه شرق مازندران اندازه&amp;amp;shy;گیری شد. در آزمایش دوم تأثیر محلول‌پاشی اسیدهای آمینه (اسید آمینه ترکیبی)، در قالب طرح بلوک&amp;amp;shy;های کامل تصادفی با سه تیمار و سه تکرار به مدت سه سال با درختان نارنگی انشوی میاگاوا انجام شد. تیمارها شامل: .T1 شاهد (محلول‌پاشی با آب)؛ T2. محلول‌پاشی اسید آمینه یک در هزار؛ T3. محلول&amp;amp;shy;پاشی اسید آمینه سه در هزار بود. نتایج آزمایش اول نشان داد که غلظت نیتروژن در برگ&amp;amp;shy;ها از زمان شکسته شدن جوانه&amp;amp;shy;ها و شروع رشد سرشاخه&amp;amp;shy;های بهاری، به تدریج شروع به کاهش کرد و در مرحله باز شدن گل&amp;amp;shy;ها به حداقل رسید. نتایج آزمایش دوم نشان داد که محلول&amp;amp;shy;پاشی اسیدهای آمینه با غلظت یک و سه در هزار در مرحله گلدهی، تأثیر معنی&amp;amp;shy;داری در کاهش ریزش گل و میوه&amp;amp;shy;چه&amp;amp;shy;ها، افزایش تشکیل میوه، غلظت نیتروژن برگ و افزایش عملکرد درختان نارنگی انشو نداشت. بنابراین، بر اساس نتایج این آزمایش با توجه به این‌که زمان گلدهی در درختان مرکبات مصادف با حداقل غلظت نیتروژن در برگ&amp;amp;shy;ها است، نشان‌دهنده محدودیت و نیاز نیتروژن در این مرحله حساس فنولوژی است، اما محلول&amp;amp;shy;پاشی اسیدهای آمینه تأثیر معنی&amp;amp;shy;داری در افزایش غلظت نیتروژن و تشکیل میوه نداشت. لذا مصرف اسیدهای آمینه برای درختان مرکبات در مرحله گلدهی و تشکیل میوه در شرایط اقلیمی شمال کشور به باغ&amp;amp;shy;داران توصیه نمی&amp;amp;shy;شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر پوشش‌دار کردن بذر با محرک‌های زیستی بر عملکرد و اجزای عملکرد کلزا (Brassica napus L.)</title>
      <link>https://srjournal.areeo.ac.ir/article_135496.html</link>
      <description>پوشش‌دار کردن بذر کلزا با محرک‌های زیستی، روشی مؤثر برای تقویت بنیه گیاه و افزایش پتانسیل تولید است. این پژوهش با هدف ارزیابی تأثیر پوشش بذر کلزا (رقم هایولا ۵۰) با سطوح مختلف اسید هیومیک و عصاره جلبک دریایی (۳، ۶ و ۹ گرم بر کیلوگرم بذر)، اسید آمینه (۲، ۴ و ۶ گرم بر کیلوگرم بذر) به صورت جداگانه و ترکیبی و هیدروپرایمینگ انجام شد. آزمایش در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه محقق اردبیلی در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با ۱۶ تیمار و ۳ تکرار اجرا گردید. نتایج نشان‌دهنده تأثیر معنی‌دار تیمارها بر اکثر صفات بود. بیشترین عملکرد دانه (2185/3 کیلوگرم در هکتار) با کاربرد ۹ گرم عصاره جلبک دریایی به دست آمد که افزایشی معادل 76/38 درصد نسبت به شاهد (1574/8 کیلوگرم در هکتار) داشت. همچنین، تیمار ۹ گرم اسید هیومیک منجر به ثبت بالاترین عملکرد زیستی (6941/3 کیلوگرم در هکتار) و بیشترین تعداد غلاف در بوته (69/22 عدد) شد که به ترتیب 21/98 و 62/50 درصد بیشتر از شاهد بود. وزن هزار دانه نیز تحت تأثیر ۹ گرم عصاره جلبک دریایی بهبود یافت، اما تفاوت معنی‌داری در شاخص برداشت و تعداد دانه در غلاف مشاهده نشد. در بین تیمارهای ترکیبی، ترکیب ۲ گرم اسید آمینه + ۶ گرم عصاره جلبک + ۳ گرم اسید هیومیک عملکرد بهتری داشت؛ بنابراین، پوشش بذر با ۹ گرم عصاره جلبک دریایی جهت بهبود عملکرد کلزا توصیه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خلاصه جلد 39 شماره 4</title>
      <link>https://srjournal.areeo.ac.ir/article_135370.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>پایش کیفیت خاک‌، ضرورتی انکارناپذیر</title>
      <link>https://srjournal.areeo.ac.ir/article_134857.html</link>
      <description>خاک نقش مهم و تعیین‌کننده‌ای در سلامت و پایداری اکوسیستم‌ها ایفا می‌نماید. آلودگی و تخریب خاک از بزرگترین تهدیدها برای سلامت محیط زیست و انسان در دهه‌های آینده خواهد بود. از این رو، برای تضمین سلامت خاک و نیز برای دستیابی به اهداف توسعه پایدار، نیاز مبرم به پایش ویژگی‌های خاک وجود دارد. پایش خاک می‌تواند ابزاری مناسب برای بررسی توانایی و وضعیت خاک و نیز تغییرات آن با گذشت زمان باشد. افزون بر این، پایش خاک با ارائه نقشه‌ها و آماره‌ها، یکی از بهترین ابزارها برای دانستن تغییرات و محدودیت‌های مربوط به خاک است که می&amp;amp;shy;تواند مبنایی برای تصمیم‌گیری برنامه&amp;amp;shy;ریزان و سیاستمداران باشد و در مورد عواقب و اثرات تخریب&amp;amp;shy; خاک هشدار دهد. پایش خاک به متولیان خاک و نیز کشاورزان کمک می&amp;amp;shy;کند تا تصمیم‌های بهتری برای انتخاب محصول، کوددهی، آبیاری و مدیریت تولید اتخاذ کنند. در بخش اول این مقاله، با مرور فواید پایش خاک از جمله جلوگیری از تخریب و آلودگی خاک، حفظ کیفیت خاک و دستیابی به اهداف توسعه پایدار، بر لزوم وجود شبکه‌های پایش خاک تأکید شده و در بخش دوم به تشریح تجربه کشورهای مختلف از جمله ایران، اروپا، چین، کانادا، آمریکای لاتین، ژاپن و نیوزیلند در زمینه پایش خاک پرداخته شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر محلول‌پاشی روی و منابع کلسیم بر بهبود پارامترهای کیفی و کاهش ریزش میوه در سیب</title>
      <link>https://srjournal.areeo.ac.ir/article_134992.html</link>
      <description>ریزش قبل ازبرداشت میوه یکی از عوامل مهم کاهش عملکرد و کیفیت سیب به‌شمار می‌رود و عناصر تغذیه‌ای به‌ویژه روی و کلسیم نقش مؤثری در کنترل آن دارند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر محلول‌پاشی سیترات روی و منابع مختلف کلسیم بر کاهش ریزش و بهبود کیفیت میوه سیب رقم 'رد دلیشس' طی چهار سال زراعی (۱۳۹۹ تا ۱۴۰۳) در یک باغ تجاری در ارومیه انجام شد. آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار و با شش تیمار کودی شامل شاهد، سیترات روی، سیترات کلسیم، کلرید کلسیم، سیترات روی + سیترات کلسیم و سیترات روی + کلرید کلسیم و سه زمان محلول‌پاشی اجرا گردید .زمان‌های محلول‌پاشی شامل فندقه شدن + گردویی شدن + دو هفته قبل از برداشت، فندقه شدن + شروع رنگ‌گیری + دو هفته قبل از برداشت، و فندقه شدن + گردویی شدن + شروع رنگ‌گیری + دو هفته قبل از برداشت بود. محلول‌پاشی‌ها با غلظت 0/3 درصد سیترات روی، 0/3 درصد سیترات کلسیم و 0/5 درصد کلرید کلسیم انجام شد .نتایج نشان داد که کاربرد ترکیبی سیترات روی + سیترات کلسیم در مرحله چهارمرحله‌ای محلول‌پاشی، بیشترین کاهش ریزش میوه و بهبود پارامترهای کیفی مانند سفتی بافت، مواد جامد محلول و اسیدیته را به‌همراه داشت. این تیمار همچنین موجب کاهش pH و نسبت‌های N/Ca، K/Ca، Mg/Ca و B/Ca گردید. غلظت عناصر کلسیم، روی، بور و منگنز در میوه افزایش یافت و غلظت نیتروژن، آهن و پتاسیم کاهش نشان داد. در برگ نیز افزایش قابل توجهی در غلظت اکثر عناصر مشاهده شد. در مجموع، استفاده ترکیبی از روی و کلسیم همراه با محلول‌پاشی در مراحل بحرانی رشد میوه، راهکار مناسبی برای کاهش ریزش و بهبود کیفیت میوه سیب ارزیابی شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش ویژگی‏های فیزیکی خاک بر شاخص‌های نفوذ آب در خاک (مطالعه موردی: استان زنجان)</title>
      <link>https://srjournal.areeo.ac.ir/article_135012.html</link>
      <description>هدف این پژوهش بررسی نقش برخی ویژگی‌های فیزیکی خاک در نفوذ آب به خاک در برخی خاک‌های منطقه نیمه‌خشک زنجان بود. بدین منظور، ۶۸ نقطه با تنوع بافت، کاربری و پوشش گیاهی، انتخاب و آزمایش‌های نفوذ با استفاده از استوانه مضاعف انجام شد. در نمونه‌های خاک (صفر تا 60 سانتیمتر) ۱2 ویژگی فیزیکی اندازه‌گیری شد. شش شاخص نفوذ شامل: نفوذ تجمعی (CI)، نفوذ اولیه (II)، شدت‌ نفوذ اولیه (IIR)، شدت نفوذ نهایی (FIR)، شدت نفوذ متوسط (MIR) و عمق مؤثر نفوذ (EDI) تعیین شدند. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که میانگین وزنی (MWDwet) و هندسی (GMDwet) قطر خاکدانه‌ها در حالت تر با همه شاخص&amp;amp;rlm;های نفوذ رابطه معنی&amp;amp;rlm;دار داشت (p&amp;amp;lt; 0.05). چگالی ظاهری (BD) با CI، II، FIR و &amp;amp;nbsp;MIR همبستگی معنی&amp;amp;rlm;دار داشت (p&amp;amp;lt; 0.05). نتایج رگرسیونی نشان داد ویژگی‌های فیزیکی خاک شامل: چگالی ظاهری، رطوبت اولیه، سنگریزه، توزیع اندازه ذرات و میانگین هندسی قطر خاکدانه&amp;amp;rlm;ها نقش محوری در تعیین&amp;amp;shy; نفوذ آب در خاک داشتند. برای انجام تحلیل واریانس یک‌طرفه، خاک&amp;amp;shy;ها در چهار گروه بر مبنای BD، MWDwet و &amp;amp;nbsp;GMDwet تقسیم شدند. تفاوت معنی&amp;amp;shy;داری بین سطوح مختلف GMDwet از نظر CI، II و FIR وجود داشت (p&amp;amp;lt; 0.05). همچنین تفاوت بین سطوح مختلف MWDwet از نظر CI و II معنی‌دار بود و در مورد سطوح مختلف BD، تفاوت&amp;amp;shy;ها تنها از نظر CI معنی‌دار بود. این پژوهش نشان داد که علاوه بر ساختمان خاک، توزیع اندازه ذرات اولیه نیز با اثرگذاری بر شاخص‌هایی مانند چگالی ظاهری، تخلخل و پایداری خاکدانه‌ها، نقش مؤثری در نفوذ آب در خاک‌های منطقه نیمه‌خشک دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تغییرات شدت تبخیر از خاک شنی و لوم رسی شنی در اثر باکتری باسیلوس ولزنسیس</title>
      <link>https://srjournal.areeo.ac.ir/article_135013.html</link>
      <description>در این پژوهش اثر تلقیح باکتری Bacillus velezensis تولیدکننده پلیمر &amp;amp;gamma;‑PGA، بر شدت تبخیر از دو خاک با بافت&amp;amp;shy;های شنی و لومی‌ رسی ‌شنی، به‌صورت آزمایشگاهی، بررسی گردید. آزمایش‌ها در ستون‌های PVC با سه تیمار شامل، شاهد (آب)، تلقیح نسبت 1:5 و 1:10 سوسپانسیون به آب با جمعیت&amp;amp;shy;های 108&amp;amp;times;4 و 108&amp;amp;times;8 (CFU-1 mL)&amp;amp;thinsp; اجرا شد و میزان تبخیر از خاک طی ۱۰ الی ۱۱ روز با وزن‌&amp;amp;shy;کردن روزانه پایش شد. شبیه‌سازی با نرم‌افزار HYDRUS‑1D انجام و پارامترهای هیدرولیکی به همراه شاخص‌های دینامیک آب خاک، شامل؛ مکش و رطوبت ظرفیت زراعی و طول مشخصه تبخیر با استفاده از حل معکوس برآورد شد. نتایج نشان داد که تلقیح باکتری، تبخیر تجمعی را در هر دو خاک کاهش داد و این اثر در خاک شنی بیشتر از لوم‌رسی‌شنی بود. در اثر تلقیح خاک با باکتری باسیلوس ولزنسیس، میانگین وزنی هدایت هیدرولیکی و طول مشخصه تبخیر (Lc​) و پتانسیل ماتریک بحرانی ظرفیت مزرعه (&amp;amp;Psi;FC) کاهش و زمان مشخصه رسیدن به ظرفیت مزرعه (tFC​) افزایش یافت. تغییرات ویژگی‌های هیدرولیکی خاک نیز با تراکم جمعیت باکتری تلقیح&amp;amp;shy;شده غیرخطی بود و کارایی غلظت پایین‌تر باکتری در کاهش تبخیر در برخی شرایط بیشتر بود که احتمال خودمهارگری در تراکم‌های بالاتر را نشان می&amp;amp;shy;دهد.این &amp;amp;nbsp;یافته‌ها ظرفیت مهندسی زیستی برای مهار تبخیر و بهبود آب سبز در خاک‌های درشت‌دانه را تأیید کرد. توصیه می&amp;amp;shy;شود مطالعات آینده اعتبارسنجی مزرعه‌ای و تعیین دوز بهینه را مورد بررسی قرار دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر سطوح مختلف شوری بر جذب و توانایی گیاه‌پالایی عنصر کادمیم در گیاه کینوا (Chenopodium quinoa. Willd)</title>
      <link>https://srjournal.areeo.ac.ir/article_135075.html</link>
      <description>کینوا یک گیاه هالوفیت است که در برخی کشورهای آمریکای جنوبی به&amp;amp;shy;عنوان غلات استفاده می‌شود و دارای ارزش غذایی بالایی است. در سال‌های اخیر این گیاه به دلیل ویژگی‌های منحصر به فرد مورد توجه بسیاری از محققان قرار گرفته است. تحقیق حاضر، در راستای بررسی توانایی جذب و تحمل گیاه کینوا برای گیاه‌پالایی عنصر کادمیم در شرایط شور انجام شد. آزمایش به&amp;amp;shy;‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی و با دو فاکتور اصلی شامل: شوری (سطوح 0، 4، 8 و 12 دسی&amp;amp;shy;زیمنس بر متر) و آلودگی کادمیم (سطوح 0، 6 و 12 میلی&amp;amp;shy;گرم بر کیلوگرم)، در شرایط گلخانه‌ای انجام شد. برای تیمار کردن خاک با سطوح کادمیم از سولفات کادمیم و برای اعمال تیمار شوری خاک از کلرید سدیم استفاده شد. پس از سپری شدن 12 هفته از زمان کاشت، گیاهان برداشت شدند. نتایج نشان داد حداکثر مقادیر کادمیم جذب شده در دانه 27/05، برگ 74/47، ساقه 68/34 و ریشه 245 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن خشگ گیاه بود. در همه قسمت‌های گیاه با افزایش مقادیر کادمیم و شوری، جذب کادمیم نیز افزایش یافت. بیشترین مقدار کادمیم باقیمانده در خاک پس از برداشت 0/133 میلی&amp;amp;shy;گرم بر کیلوگرم و بیشترین مقدار هدایت الکتریکی خاک پس از برداشت 0/88 دسی&amp;amp;shy;زیمنس بر متر بود. این پژوهش نشان داد که کینوا گیاهی مناسب جهت گیاه‌پالایی در خاک‌های آلوده به کادمیم، به‌ویژه در شرایط شور، است. همچنین عدم مشاهده تغییرات جدی در صفات مورفولوژیکی گیاه در شرایط آلودگی، پایداری و مقاومت آن را در برابر تنش&amp;amp;shy;های شوری و کادمیم تأیید می‌نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش مدیریت تلفیقی تغذیه مناسب، مالچ گیاهی و سایبان در کاهش عارضه زوال در درختان پرتقال (مطالعه موردی: جنوب کرمان)</title>
      <link>https://srjournal.areeo.ac.ir/article_135166.html</link>
      <description>زوال مرکبات در اثر تعامل تنش‌های محیطی به‌ویژه گرما، خشکی و عوامل بیماری‌زا یک تهدید جدی برای پایداری باغات در مناطق خشک و نیمه‌خشک محسوب می‌شود. این مطالعه با هدف ارزیابی تأثیر مدیریت تلفیقی تغذیه و آبیاری بهینه، به‌کارگیری مالچ گیاهی و ایجاد سایبان بر کاهش عوارض زوال و بهبود شاخص‌های رشدی درختان مرکبات در جنوب استان کرمان، به صورت طرح بلوک&amp;amp;shy;های کامل تصادفی با سه تکرار و چهار تیمار روی درختان والنسیا در یک باغ با خاک شنی آهکی اجرا شد. تیمارها شامل; (1) شاهد (مدیریت سنتی و عرف منطقه)، (2) تغذیه و آبیاری بهینه (بر اساس نتایج آزمون خاک، برگ و برآورد علمی نیاز آبی گیاه)، (3) تیمار دوم + مالچ گیاهی (برگ خرما) و (4) تیمار سوم + سایبان (توری 50 درصد) از اردیبهشت تا شهریور بودند. تعداد شاخه جدید، عملکرد، ابعاد میوه، سطح برگ و غلظت عناصر غذایی در برگ اندازه‌گیری و تجزیه آماری شدند. طبق نتایج، کلیه تیمارها تأثیر معنی‌داری (0.01 &amp;amp;gt; p) بر تمامی صفات مورد بررسی داشتند. تیمار چهارم (ترکیب کامل) با 298/57 عدد شاخه جدید و عملکرد 78/29 کیلوگرم در هر درخت، به ترتیب افزایشی معادل 198/6 و 196/1 درصد نسبت به شاهد داشت. قطر و طول میوه نیز در این تیمار به طور معنی‌داری افزایش یافت. بالاترین غلظت نیتروژن، فسفر، پتاسیم و عناصر کم‌مصرف (روی، آهن، منگنز) در برگ‌های درختان تحت تیمار چهار مشاهده شد. به نظر می‌رسد ترکیب تغذیه و آبیاری مناسب (رفع کمبودهای غذایی و آبی)، همراه با مالچ (حفظ رطوبت خاک و تعدیل دمای ریشه) و سایبان (کاهش تنش تابشی و گرمایی)، مقاومت درخت پرتقال در برابر عوامل زوال را تقویت می‌کند. این پژوهش مدیریت یکپارچه فوق را به عنوان راهکاری مؤثر برای کنترل زوال و افزایش بهره‌وری در باغات مرکبات مناطق مشابه توصیه می‌نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی میزان اجتناب از دو فرایند فرسایش خاک و رسوب‌دهی و ارائه بینش‌های مدیریتی</title>
      <link>https://srjournal.areeo.ac.ir/article_135261.html</link>
      <description>فرسایش خاک و تولید رسوب به‌عنوان یکی از مخاطرات اصلی، پایداری اکوسیستم‌ها و توسعه پایدار در حوضه‌های استان زنجان را تهدید می‌کند. این پژوهش، با هدف ارزیابی کمی خدمات اکوسیستمی نگهداشت رسوب انجام شد. برای دستیابی به این هدف، از چارچوب مدل نسبت تحویل رسوب در نرم‌افزار InVEST استفاده شد. در گام اول، پتانسیل فرسایش خاک با به‌کارگیری معادله اصلاح‌شده جهانی هدررفت خاک(RUSLE) ، برآورد شد که عوامل فرسایندگی باران، فرسایش‌پذیری خاک، توپوگرافی، پوشش اراضی و اقدامات حفاظتی را تلفیق می‌کند. در مراحل بعد، رسوب‌گذاری و رسوب‌دهی نهایی در پیکسل‌ها، بر حسب نسبت تحویل رسوب و شاخص اتصال هیدرولوژیکی، محاسبه شد و سپس این مقادیر در سطح حوضه‌ها تجمیع شد. نتایج، توزیع مکانی ناهمگون و تمرکز قابل‌توجه فرسایش و تولید رسوب را در برخی حوضه‌ها آشکار ساخت. ارائه بینش‌های مدیریتی در حوضه‌ها، بر اساس مقایسه منطقی دو معیار فرسایش و رسوب‌دهی، در سه سطح اولویت، صورت پذیرفت. این پژوهش با کمّی‌سازی نقش بازدارنده پوشش گیاهی موجود در جلوگیری از فرسایش خاک و ورود رسوب به شبکه‌های آبی، بر ارزش خدمات اکوسیستمی تأکید می‌نماید. نوآوری مطالعه حاضر، گذار از ارزیابی‌های صرفاً کمّی به سمت ارائه بینش‌های مدیریتی مکان‌محور در مقیاس حوضه‌ها است. این نتایج برای تخصیص بهینه منابع و هدایت هدفمند طرح‌های حفاظتی و آبخیزداری به سوی پهنه‌های بحرانی، کارآمد است. تکرار و پیگیری چنین مطالعاتی در کشور، می‌تواند به تکمیل یک سامانه اطلاعات جغرافیایی پشتیبان و قابل اتکا برای اتخاذ شیوه‌های مدیریت انطباقی در راستای حفاظت از منابع پایه خاک و آب بینجامد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثر کاربرد فاضلاب بر برخی ویژگی‌های خاک و تجمع فلزات سنگین در خاک‌های ایران-مطالعه مروری</title>
      <link>https://srjournal.areeo.ac.ir/article_135262.html</link>
      <description>مطالعه حاضر با هدف ارزیابی اثر آبیاری با فاضلاب بر تغییر ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی خاک و تجمع فلزات سنگین انجام شد. برای این کار، 335 منبع علمی شامل مقالات و گزارش‌های پژوهشی منتشر شده تا سال 1400 گردآوری و از نظر روش‌شناسی و کیفیت داده‌ها ارزیابی شدند. مطالعات واجد شرایط مورد تحلیل کمی و کیفی قرار گرفتند. نتایج نشان داد کاربرد فاضلاب منجر به بهبود شاخص‌های حاصلخیزی خاک از جمله افزایش کربن آلی (88 درصد)، ظرفیت تبادل کاتیونی (4/8 درصد) و پایداری خاکدانه‌ها شد، در حالی‌که جرم مخصوص ظاهری خاک به‌طور میانگین 5/9 درصد کاهش یافت. اثر فاضلاب بر pH و SAR خاک متغیر و وابسته به سطح تصفیه و ترکیب شیمیایی آن بود، اما هدایت الکتریکی خاک به‌طور میانگین 39 درصد افزایش یافت که نشان‌دهنده افزایش بار یونی خاک است. همچنین غلظت کل عناصر غذایی خاک شامل نیتروژن، آهن، روی، مس و منگنز بین 1/8 تا 3/47 درصد و غلظت شکل قابل جذب پتاسیم، کلسیم، منیزیم، آهن، روی، مس منگنز را به‌ترتیب 8/30، 5/42، 89، 2/57، 9/223، 6/167 و 3/116 درصد افزایش داد. در بخش فلزات سنگین، آبیاری با فضلاب میانگین غلظت کل کروم، نیکل، منگنز، آهن، روی، مس، سرب و کادمیم به‌ترتیب 0/40، 1/29، 7/40، 3/20، 6/46، 5/34، 0/51 و 0/42 درصد افزایش داد و اثر آن در افزایش شکل قابل جذب آنها به‌مراتب بیشتر بود. نتایج همچنین نشان داد که در ایران، عناصر آرسنیک و کبالت مورد پایش قرار نگرفته‌اند که خلأ قابل توجهی در داده‌های مرتبط با این عناصر است. در نتیجه، بهره‌برداری پایدار از فاضلاب در کشاورزی مستلزم تصفیه مؤثر، کنترل ترکیب شیمیایی، پایش مستمر خاک و گیاه از نظر فلزات سنگین و رعایت استانداردهای ملی و بین‌المللی است تا ضمن افزایش راندمان مصرف آب و بهره‌گیری از مزایای تغذیه‌ای فاضلاب، از آلودگی بلندمدت خاک‌های کشاورزی جلوگیری شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل چندمعیاره اثر محرک‌های آلی رشد بر کاهش خسارت ناشی از تنش خشکی در چغندرقند</title>
      <link>https://srjournal.areeo.ac.ir/article_135501.html</link>
      <description>به‌منظور بررسی اولیه توان محرک‌های آلی رشد در کاهش آثار تنش خشکی بر چغندرقند (Beta vulgaris L.)، پژوهشی به‌صورت پیش‌آزمون در ایستگاه تحقیقاتی کمال‌شهر کرج انجام شد. آزمایش به صورت اسپلیت پلات(کرت‌های خردشده ) در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی اجرا شد. عامل اصلی آبیاری در دو سطح (آبیاری نرمال و تنش خشکی) و عامل فرعی تغذیه در چهار سطح (شاهد، اسید آمینه، اسید هیومیک و تیمار تلفیقی) قرار داشت. هر تیمار در هر بلوک با سه تکرار اجرا شد. صفات کمی و کیفی در طول رشد اندازه‌گیری و با تحلیل واریانس و روش تصمیم‌گیری چندمعیاره تاپسیس همراه با شبیه‌سازی مونت‌کارلو ارزیابی شد تا بتوان مقایسه دقیقی میان تیمارها با در نظر گرفتن چند شاخص عملکردی و کیفی انجام داد. نتایج نشان داد تنش خشکی، عملکرد و وزن ریشه را کاهش و ماده خشک و قند خالص را افزایش داد. تیمارهای محرک رشد، به‌ویژه اسید هیومیک و مصرف تلفیقی، عملکرد ریشه را بهبود دادند و نشان‌دهنده توان بالقوه این تیمارها در کاهش آثار منفی کم‌آبی بودند. تحلیل چندمعیاره حاکی از آن بود که در آبیاری نرمال، اسید آمینه و در تنش خشکی، مصرف تلفیقی بهترین گزینه بود و در بیش از ۹۵ درصد شبیه‌سازی‌ها رتبه اول را کسب کرد. این نتایج مقدماتی، ظرفیت بالای رویکرد تلفیقی تاپسیس و مونت‌کارلو را به‌عنوان ابزاری کارآمد برای غربالگری تیمارهای مدیریتی و طراحی آزمایش‌های گسترده‌تر در شرایط خشکی نشان می‌دهد و کاربرد عملی برای برنامه‌ریزی کشت و مدیریت منابع آبی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جنبه های مختلف تحلیل، تفسیر و تشخیص وضعیت عناصر غذایی به روش های PCA و CND-clr و CND-ilr (مطالعه موردی چغندر قند)</title>
      <link>https://srjournal.areeo.ac.ir/article_135502.html</link>
      <description>بهینه کردن مصرف کودها در مراحل مختلف رشد، متناسب با گونه‌های گیاهی و نیازهای تغذیه‌ای، نقش موثری در افزایش عملکرد محصولات و کاهش مصرف کود ایفا می‌کند. تحقق این هدف مستلزم وجود استانداردهای جامع مبتنی برشناخت اثرات متقابل عناصر غذایی مورد نیاز گیاه است. در این پژوهش، داده‌های مربوط به غلظت عناصر غذایی و عملکرد ریشه در 170 مزرعه چغندر قند واقع در شمال استان خوزستان استخراج و با استفاده از سه مدل  PCA1 و CND-clr2 و CND-ilr3 با پشتیبانی روش تحلیل داده‌های ترکیبی (CDA) مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. غلظت‌های بحرانی و محدوده بسندگی عناصر غذایی مشتق یافته از نرم‌های استاندارد  CND-clr تعیین شد، سپس شاخص های عناصر غذایی با دو رویکرد حد پایین-حد بالا 4(LL- LU) و رویکرد حداقل-حداکثر 5(LMi-LMa)، در تعدادی از مزارع مورد مقایسه و اعتبار سنجی قرار گرفتند. همچنین با استفاده از نرم‌های استانداردCND-ilr ، تعدادی مزارع از نظر تشخیص تعادل‌های عناصر غذایی و اثرات سینرژیستی و آنتاگونیستی مورد ارزیابی و اعتبار سنجی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که روش PCA قادر به الویت‌بندی همبستگی بین عناصر غذایی و عملکرد ریشه چغندر قند است، ولی فاقد نرم‌های استاندارد برای ارزیابی در مقیاس خرد (کرت، مزرعه و باغ) میباشد. بنابراین، روش PCA برای ارزیابیهای کلان وضعیت عناصر غذایی یک منطقهی کشاورزی با تعداد داده‌های بالا کاربرد دارد. نتایج مقایسه‌ها نشان داد که روش‌های CND-clr و CND-ilr، به‌دلیل داشتن نرم‌های استاندارد معتبر، توانایی ارزیابی وضعیت تغذیه گیاهان را در هر دو مقیاس خرد و کلان دارا می‌باشند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
